نزدیک است بگویند وقت رفتن است!
فکر کنید همین حالا، درست همین حالا که مشغول خواندن این متن هستید لحظه مرگ شماست. می ترسید؟ آماده اید؟ حق الناسی، حق اللهی ندارید؟ کار ناتمامی ندارید؟
نباید دلرحم باشید. چشم ببندید بر درخواست کمک اقوامتان. زندگی کنید. با خیالی آسوده فقط برای آرامش خودتان. باید دغدغه های فکریتان را تغییر دهید. بروید فکر کنید که چه نوع مبلمان و فرشی به خانه تان می آید. البته به آن دل نبندید. دو روز دیگر آن را هم عوض کنید مبادا دلتان بگیرد. به فکر تنوع باشید.
اگر هم وضعتان مثل آدمهای بالا نیست باید غصه نداشتن را هم بخورید. همیشه به فکر زر و زیور و خوشی باشید. این بهترین را برای فراموشی آخرت است!
اما کجاییم ما وکجایند شهدا ؟!! انسانهای عجیبی هستند. اصلاً فکرشان با فکر ما آسمان تا زمین متفاوت است! ما در فکر گردش آخر هفته ایم که کجا برویم بهتر باشد، آنها به فکر... بیخیال! ما که شهید نیستیم بدانیم آنها در چه فکری هستند! فقط این را می دانیم که به رفتن خیلی فکر می کنند. بچه پولدارهای آن دنیا همین ها هستند. پولداریشان هم با ما فرق می کند! پولدار می شوند که ببخشند! اصلاً هر چه پولدارتر می شوند متواضع تر هم می شوند. تازه ازدواج کرده ولی کارهای خطرناکی می کند، کودکش در راه دنیاست، ولی اسلام را مهم تر می داند، دانشجو است، اما دانشجوی مکتب شهادت می شود. می گذارد و می رود و این دنیا را برای اهلش باقی می گذارد. دلشان به هیچ چیز خوش نمی شود، می خواهند یک نفس تا فتح قله اسلام در جهان پیش بروند! پرچم لا اله الا الله را می خواهند در جهان برافراشته کنند. می خواهند همه گیر کنند. خیلی موجودات ناشناخته ای هستند. چیزی برای خود نم خواهند!...
خلاصه اینکه...خیلی دمشان گرم!